در جدال با مرگ

خرید بک لینک

امکانات وب

می زند صدا دلم...

که دیگر وقت رفتن است !!

خاطرات تو ولی...

اینجا هم با من است !!!

گورکن !!!

بریز بر پیکرم کنون

خروارِ خاکِ سرد

چشمان من

آماده ی آرمیدن است !!!

دست و پا می زند دلم میان قبر !!!

این خاطرات لعنتی لحظه ای ولم نمی کند!!!

ای خاطره برو

پیراهن مرا مکش!!!

تا برزخش دگر راهی نمانده است !!!

روح مشوشم

اینجا خانه ی آخر است !!!!

برای من وقتی نمانده است !!!

افسوس می خورم ...

افسوس مادرم !!!

با آه دل مرا (از قبر) صدا می زند !!!

گورکن نرو !!!

سنگ مرا بزار

گوش های من کر است !!!

این روزگار تلخ به من نیامده است !!!

گررکن بیا

این خط آخرست

خدا خودش مرا به آغوش گرفته است !!!

این خط آخری تو را قسم بگو

ب خاک رفت جوان !!

خدا بیامرزتش

شرمندم اگر زحمت آمدن (به گورستان)

به گردن تو افتاده است !!

23 ماه رمضان سال 91 . تقدیم به سنگ صفتان دل شکن ... م.ب


دست نوشته های من...

ما را در سایت دست نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: سوزان سانتاگ در جدال با مرگ,جدال با مرگ در عمق چاه,جدال با مرگ در کویر, نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 6:43

صفحه بندی